حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

328

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

3 - جلال الدّين ابو الفتح حسن ملكشاه ( 465 - 485 ) الب ارسلان شش پسر داشت : ملكشاه كه بنابر وصيّت و تعيين پدر بمقام او رسيد ، اياز و تكش و بورىبرس و تتش و ارسلان ارغو كه هر كدام سهمى از مملكت پدرى داشتند و ذكر اكثر ايشان در تفصيل وقايع بعد بيايد . ملكشاه كه با پدر خود در لشكركشى بماوراء النّهر همراه بود پس از ضربت ديدن و وفات الب ارسلان با خواجه نظام الملك و سپاهيان خود بخراسان برگشت و برادر خود اياز را در بلخ گذاشت و چون شنيد كه عمّش عماد الدّوله قاورد بادّعاى سلطنت برخاسته و عازم تسخير رى و بلاد جبل است بعجله خود را برى رساند و به يارى امراى عرب حلّه و موصل در نزديكى همدان با سپاهيان قاورد روبرو شد و بالاخره بر او غلبه كرد و قاورد را گرفت و شبانه او را بصوابديد خواجه نظام الملك كشت ليكن كرمان را بپسر او كرمانشاه واگذاشت و كرمان و عمان و سواحل دريا همچنان به ارث تا سال 583 در خاندان قاورد بود و اين خاندان را سلاجقهء كرمان ميخوانند . فتوحات ملكشاه ملكشاه قبل از آنكه بسلطنت برسد يعنى در ايّامى كه با پدر خود در الجزيره و ارمنستان بجنگ مشغول بود يكى از امراى ترك خوارزمى خود را كه اتسز ( اتسيس ) نام داشت با عدّه‌اى سپاهى بتعرّض بلاد شام و فلسطين كه تحت امر مستنصر فاطمى بودند فرستاد اتسز در سال 463 ببيت - المقدّس تاخت و دمشق را در محاصره گرفت ليكن در اين تاريخ بفتح آنجا نايل نيامد و تا سال 468 هر سال تعرّض خود را نسبت به آنجا تجديد ميكرد تا آنكه بالاخره در اين سال اخير دمشق را از تصرّف گماشتهء مستنصر بدرآورد و سال بعد بمصر حمله برد و قاهره را محصور نمود امّا بعلّت ظلم و اجحاف بمردم و دفاع لشكريان فاطمى كارى از پيش نبرد و منهزم بشام برگشت .